سلام به برو بچ خوش تیپ
این ماجرای تحصن ما رو مطمئن هستم که شنیدید
جای همتون خالی، اگه این میتیل از تکنیکای خاص خودش استفاده نکرده بود
الان یه کارگاهه قالی بافی زده بودیم داشتیم قالی می بافتیم ولی خدا رو شکر بخیر گذشت.
این شعری رو که پائین نوشتم موقعی که راهنمایی(دهخدا) بودم با برو بچ اونجا گفتیم:(با آهنگ بخونید)
مدیره مدرسه ی ما به انتظار دیدن نمره
اما دفتر رو پو شونده صفری که تاریکه و تاره
چشمای مدیر ما پر شده از خشم و کین چون دیده کارنومه ها ، همه صفره بیست نداره
تا بشه نمره ها بیست باز کاره دبیر ما انتظاره انتظاره
آخرش نمره ی صفر از تو دفتر بر می دارم جای نمره های صفرم یه بیست گنده می ذارم
واسه بیست کردن نمرم چقده پاچه می خوردم
دونه دونه دونه دونه دونه دونه بیست کنیم همه نمره های صفر
دونه دونه دونه دونه دونه دونه پر کنیم از شادی دله دبیرا رو
نظر یادتون نره